اتل متل توتوله
اتل متل توتوله
آدمای کوتوله
گرفتن و بردنش
بی حکم و بی نشونه
گاو حسن چه جوره
قانون جنگل زوره
یه شیر تو بیشه داشتیم
حالا یه گرگِ کوره
نه شیر داره نه پستون
بجاش با چنگ و دندون
میزنه و میکُشه
بی سر و صدا و آسون
شیرشو بردن هِندستون
روحشو کردن داغون
از بس شکنجه کردن
چیزی نمونده از اون
یک زن کُردی بستون
عروسی تو زمستون
بجای خطبه عقد
داغ و درفش و زندون
اسمشو بذار اَم قِزی
دور کُلاش قرمزی
کنار حکم اعدام
وقت خداحافظی
هاچین و واچین
یه پاتو ورچین
نگفته بودم ؟
این سیب رو نچین !!!!
بهزاد _ 8/7/85
دوستان
آسودگي
بانوی جنگل
هزار و یک شب
زندگی زیبای من
زخم نهان
افسون
آرزوی با تو بودن
كازابلانكا
حدیث آرزومندی
پاسارگاد
الف-دريا
نه دختر نه پسر
ساقی نامه
دختری بدون کیف
حریم
سایه روشن
دونه برف
پرواز در سن
تلق تولوق
هذیانهای مریم
سوز شمع
سید علی صالحی
آرشیو موضوعی