خودم
ای بی عقل ، ای زبون نفهم ، ای بی کله ، ای ................................
حالا هی بشین کوس رسوائی به عالم بزن که : های مردم وامصیبتا ، بردند ، خوردند ، چاپیدند ، ............
عرضشو داری تو هم برو حقتو بگیر ،
نداری ، یه جای خلوت پیدا کن ، برو بمیر .
( قافیش جور در اومد شد شعر )
آخه بچه ها شما یه چیزی بهش بگین ، این دیوونه فکر میکنه خدا یه جائی همین نزدیکیست ، هی میگه : نحن اقرب الیه من حبل الورید ،
بابا یکی به دادش برسه ، بچه داره تلف میشه ،
بابا این فکر میکنه عرفان یعنی اینکه دین و مذهب و شریعت و اصول دین و فروع دین و احکام و قرآن و نواب و خلاصه همه چیز رو دور بزنی ، صاف بری سراغ خدا ، دیوونه ، این جاده چالوس رو بگیر صاف برو شمال ، ببین خزرشهر چه خبره ، تازه این هفته خدا هم اونجا دعوته ، حوری های بهشتی هم قراره بیان ،
بخدا من نمیدونم این چش شده .
آخه این خودش قاپ قمارخونه بود ، آخر همه بچه زرنگا بود ، حالا واسه ما ادای آدم شدن رو در میاره ، یادته بهت گفتم جلوی این زبان صاحابمرده ات را بگیر ، نگرفتی ، گرفتند سر و ته آویزونت کردن ، ولی مثل اینکه تو هنوز هم آدم نشدی ، حالا اقلا جلوی این قلم واموندتو بگیر ،
آخه دیوونه من رفیقتم ، دلم برات میسوزه کله خر ، حالا خودت به جهنم ، هر غلطی که میکنی منم دارم پاسوز کارای تو میشم ، بابا چه غلطی کردیم اومدیم وجدان این شدیم ها ، آخه خدا جون آدم قحطی بود ما رو دادی به این .
بابا دلمون خشکید ، پوسیدیم ، پکیدیم ،
یه عرقی ، یه ورقی ، یه زرورقی ، مگه ما آدم نیستیم .
نیگاش کن ، همینجور نشسته مثه بز اخفش زل زده توی چشای من ، لبخند ژکوند تحویلم میده .
نه بابا دیگه امیدی به این نیست ، ماهم که بخواهیم و نخواهیم سر جاهازی این شازده ایم ، اصلا ولش کنین بابا ، این درست بشو نیست .
*********************************************************
به جهت اتلاف وقت شما عزیزان برای خواندن این اراجیف ، از تمامی اهالی محترم دهکده جهانی وبلاگ نویسی ، شاعران محترم ، نویسندگان عزیز ، وبلاگ گردهای خوش ذوق ، خواننده های حرفه ای ، منتقدان همیشگی ، پیام نویسهای بی نام و نشان ، جوجه روشنفکرهای تازه به دوران رسیده ، جاعلان ادبی ، بی ادبهای دوره دیده ، رفتگر محله ، بقال سر کوچه ، دختر همسایه ، کلاغهای روی تیر چراغ برق و خلاصه از تمامی عزیزانی که در این مدت روده درازی های این بنده حقیر فقیر سراپا تقصیر را تحمل نمودند ، پوزش میطلبم .
*********************************************************
ضمنا" این مطلب هیچ ربطی به خوانندگان عزیزم نداشت ، فقط میخواستم جواب اونی رو که هر روز از پشت پنجره برام شکلک در میاره داده باشم .
آخیش ، راحت شدم .
بهزاد _ 19/3/85
دوستان
آسودگي
بانوی جنگل
هزار و یک شب
زندگی زیبای من
زخم نهان
افسون
آرزوی با تو بودن
كازابلانكا
حدیث آرزومندی
پاسارگاد
الف-دريا
نه دختر نه پسر
ساقی نامه
دختری بدون کیف
حریم
سایه روشن
دونه برف
پرواز در سن
تلق تولوق
هذیانهای مریم
سوز شمع
سید علی صالحی
آرشیو موضوعی