تبليغاتX
آریا برزن

 

 

قرار نبود بنویسم ، اما مطلبی که در وبلاگ یکی از دوستان خواندم و پاسخی که برایشان نوشتم ، چند روزیست که رهایم نمیکند.

بخاطر نوشتن این مطلب از بعضی ها عذر میخواهم و بعضی دیگر هم چشمشان کور ، بخوانند .

 

 

 

آی بزرگترها

 

 

 

تو هنوز بچه ای ، نمیفهمی ، ما به فکر آینده تو هستیم .

این کلمات برایتان آشنا هستند ، نه ؟ همان جملاتی است که بعضی ازبزرگترها زیاد بکار میبرند .

آنها شما را دوست دارند ، به فکر آینده شما هستند ، اما به چه قیمتی ؟

 

1 – غرور :

 

            بالاخره آنها هم برای خودشان کسی هستند ، باید بودن خودشان را ثابت کنند ، شاید جای دیگری نتوانند عرض اندام کنند ،

اما شما که فرزندشان هستید که نمیتوانید بگوئید :  نه !!!!

 

2 – خودخواهی :

 

            حرف اول و آخر را در این خانه من میزنم ، خوب جای دیگر که نمیتوانند حرفشان را به کرسی بنشانند ،

اما شما که فرزندشان هستید که نمیتوانید بگوئید :  نه !!!!

 

3 – عقده های فروخورده :

 

            دلم میخواست همسرم اینطوری باشد ، آنطوری باشد ، اینجوری باشد ........ !! ولی نشد !! حالا میخواهم همسری برای فرزندم انتخاب کنم که تمام آن خصوصیتها را داشته باشد ، اگر با فرزند من هم تفاهم نداشت اشکالی ندارد ( بخوانید :  به درک ) بعدا با هم کنار میایند ( اینطور خودشان را توجیه میکنند ) ، من که نمیتوانم برای دیگران همسر تعیین کنم ( اگر میتوانستم ، میکردم ) ،

اما شما که فرزندشان هستید که نمیتوانید بگوئید :  نه !!!!

 

 

بس است ، شما را به خدا ، دیگر بس است ،

اینقدر روی غرور و خودخواهی و عقده های فروخورده خودتان

                                                      

                                                       نام دوست داشتن نگذارید .

 

 

بهزاد _ 7/11/84

 

 


نویسنده : بهزاد ¦ شنبه هشتم بهمن 1384 ساعت 10:58 بعد از ظهر

دوستان

آرشیو موضوعی

ترنمی برای آن صاعقه
عجب صبری خدا دارد
آدمیت
و ماه چشم براه علی بود
شاعری زخم زبان می خواهد
عو عو سگان
یک ، دو ، سه ، .....
افعال معکوس
قلم
آشتی من و قلم
امید
مستی و هستی
غدیر خم
قصه شهر فرنگ
شاید
آی بزرگترها
بهش میگن عشق
حسین سر مست است
استغفرا...
مسافر
دخترک
چه کنم ، کجا روم
آنکس که چرائی دارد
هیچکی نیست
آخرین پاسخ
عاقبت خواهم رفت
قصه ما به سر رسید
باز هم عید - 1
رنگ بهار
صخره
تنهائی
نامه ای به بهار
عشق است
هممون دنبال عشقیم
جوانان چرا ؟ - 1
آدم نماها
؟
رویای شیرین
شکایت
خدا
خودم
ایکاش نمیفهمیدم
راه آخر
امروز
شبهای بیخوابی
مادر
قصه شهر فرنگ - 2
جام تهی
زیباترین خلقت
عشقبازی
سرگردان
کولی بی خیال
شاه فرنگ
یادت هست ؟
باغبان
آخر خط
بشکن بشکنه
جشن تولد
اتل متل توتوله
دیوانه
مادرم رفت
قلقلی
آدم حق داشت
ولم کنین - 1
ولم کنین - 2
ولم کنین - 3
ولم کنین - 4
بیدار شوید
اخراج
خسته
دیشب
وقت باران
عاشورا
بهار آزادی
حاصل عمر
آتش
پنجره مهتاب
شاعران
خط قرمز - 1
باز هم عید - 2
روزای وحشی
بیا بریم
جوانان چرا - 2
سیب حوا
خط قرمز - 2
بهش میگن عشق - 2
عاقبت خواهم رفت - 2
خواب خیس
خط قرمز - 3
پشت و رو
برهنه
برو بابا - 1
برو بابا - 2
برو بابا - 3
برو بابا - 4
و ... برو بابا
ایران من
خط قرمز - 4
خداحافظ
بازگشت
طرحی نو
ساعت ناخوش - 1
یاد مهر
ساعت ناخوش - 2
دوستان پائیزی
ماهستان
داغ آه
عمه خانم - 1
عمه خانم - 2
عمه خانم - 3
عمه خانم - 4
قرارمون نبود این
ساعت ناخوش - 3
جوانان چرا ؟ - 3
جوانان چرا ؟ - 4
جوانان چرا ؟ - 5
دوباره زمستان
به تو چه ؟
بغض
مثلا یعنی من
خط قرمز - 5
سپندار مذگان
چند تا ؟
سلامی ساده
ساعت ناخوش - 4
باز هم عید - 3
پرچم
خانه کوچک من
دو چشم درشت و خیس
ساز ناکوک - 1
ساز ناکوک - 2
ساز ناکوک - 3
ساز ناکوک - 4
و ... ساز ناکوک
جون شما
ساعت ناخوش - 5
دل ساده ما
خط قرمز - 6
مرخصی
شام آخر - 1
شام آخر - 2
شام آخر - 3
شام آخر - 4
و ... شام آخر
خط قرمز - 7
از هبوط تا سقوط
چیزی بگو
آی دل
شماها آدم نیستید
سوال
جوانان چرا ؟ - 6
روزگار
هفت یک
بی شکل
چهل
فاتحه
گل رز
بی عنوان

بازدید کنندگان
این وبلاگ روزهای یکشنبه هر هفته بروز رسانی میگردد
Copyright © 2005-2008 _ Designed by BEHZAD
RSS