بي عنوان
( تقديم به امنيت خانه ولي فقيه كه تا ابد هم دنبالم بگردد پيدايم نخواهد كرد )
سلام بچه ها
در طول مدت سه سالي كه در اين دنياي مجازي حضور داشته ام هرگز پيش نيامده بود كه هفته اي شما را بي خبر بگذارم و اگر احيانا" مشكلي پيش ميامد و نميتوانستم آپ كنم حتما" از قبل شما را مطلع ميكردم ، و اما اينبار ...
يك دوست جوان و پر شور و حرارت و البته كم تجربه و ساده ؛ با يك ناشيگري حاصل از شر و شور جواني نزديك بود كاري دست من و چند تن ديگر از دوستان بدهد كه ميتوانست سرمان را دو دستي تقديم امنيت خانه ولي فقيه كند ، بهرحال در اين بيست روز كه در وبلاگم حضور نداشتم مشغول جمع و جور كردن آن خرابكاري بودم كه دوست جوانمان دستمان داده بود و اين مسئله طوري مرا مشغول كرده بود كه حتي جرات خانه آمدن هم نداشتم ، بهرحال از تمامي شما عزيزان كه در اين مدت طولاني غيبت بيادم بوديد از صميم قلب متشكرم .
دو سه روزي است كه به خانه آمده ام و هنوز فرصت نوشتم مطلب جديد نداشته ام ، اينبار را نيز بر من ببخشيد ، از هفته آينده طبق معمول در خدمتتان خواهم بود .
مطلع شدم كه كورش احمدي ، وبلاگ نويس و مبارز پر جرات و جسارتي كه چندي پيش دستگير و راهي زندان شده بود خوشبختانه بهمراه خانواده اش موفق به فرار از دست امنيت خانه ولي فقيه شده است ، وي هم اكنون در تركيه حضور دارد و قصد حركت بسوي اروپا را دارد ، براي او و خانواده عزيزش آرزوي آينده خوش و مملو از اميدواري دارم .
بهزاد – 24/8/87
پي نوشت :
جمعه 1 آذر ساعت ۱۱ صبح بر مزار جانباختگان راه وطن ( قطعه شهدا ) خواهيم بود – تهران ، آبادان ُشيراز ، اهواز ، قم
دوستان
آسودگي
بانوی جنگل
هزار و یک شب
زندگی زیبای من
زخم نهان
افسون
آرزوی با تو بودن
كازابلانكا
حدیث آرزومندی
پاسارگاد
الف-دريا
نه دختر نه پسر
ساقی نامه
دختری بدون کیف
حریم
سایه روشن
دونه برف
پرواز در سن
تلق تولوق
هذیانهای مریم
سوز شمع
سید علی صالحی
آرشیو موضوعی